سلام .اگر دقت کرده باشید اخلاق و روحیات شادمهر عقیلی در این دو سه سال کمی با گذشته تفاوت پیدا کرده است.چند تا دلیل برای این گفته ام دارم.
1)بعد از آلبوم پاپ کرن تمام کارهای شادمهر به جز آهنگ مشکوک عاشقانه ،همراه با آرامش و در کل مثبت هستند و فقط آهنگ مشکوک او نفرتی و منفی است.البته این مساله شاید به خاطر خواست هواداران شادمهر نیز باشد.به هر حال این مساله اتفاق افتاده است.این در حالی است که در گذشته به خصوص بعد از خارج شدن شادمهر از کشور فضای بیشتری از کارهای او نسبت به الان منفی بوده است.و عصبانیت، کینه، شکست، تلافی کردن، خیانت، تمسخرمعشوق، در آنها نمودداشته است.نمونه های آنها خیالی نیست،آدم فروش،انگیزه،محال،بیااینجاو ....در حالی که از سال های 84تا حالا کارهای بسیار عاشقانه وبا ملاطفتی از شادمهر دیده ایم مثل آهنگ های پر ا زمحبت و عشق و نیاز سبب ،یه کاری کن،تقدیر ،ترس و عادت.2)این تغییر روحیه با ازدواج شادمهر بی ارتباط نیست.به خصوص اینکه در دو کلیپ آخر شادمهر یعنی تقدیر و عادت شخصی را به عنوان همسر شادمهر و در کلیپ عادت حتی کودکی را به عنوان فرزند او می بینیم.سرتاسر این دو کلیپ هم پر از عشق ورزی شادمهر و همسرش به یکدیگر است.این ها را مقایسه کنید با کلیپ خیالی نیست شادمهر.
3)همه ما شادمهررا به عنوان فردی که هیچ کاری به جامعه و امور دور و بر و کشورش و سیاست نداشت می شناختیم .امروز می بینیم که شادمهر نه غیر مستقیم بلکه صراحتا در سیاست وارد می شود و تمایل و علاقه سیاسی خود را نشان می دهد و نشان می دهد از حوادث کشورش آگاه است و همچنین با افرادی که در جریان درگیری های اخیر جان باخته اند ابراز همدردی می کند.
این تغییرات مقداری اش به خاطربا تجربه ترشدن و مسن تر شدن شادمهر است و مقداری اش به خاطر این است که شادمهر به خیلی ا ز آرزوهایی که داشته است رسیده است مقداری اش به خاطر ازدواج شادمهر است و در کنار این ها شاید شادمهر به طور درونی تغییر کرده باشد.البته همه این چیزهای که گفتم دلیل نمی شود که شادمهر دوباره کارهایی مثل محال و ادم فروش را تکرار نکند ولی فعلا این همه تغییرات اتفاق افتاده است.
خیلی دوست دارم نظر شما راهم بدانم.
قبل از شروع این مقاله بگویم که اگر در مورد سازها اشتباهی می کنم به من بگویید.ضمنا انتقادات من از شادمهرعقیلی به خاطر این است که او را دوست دارم.این را گفتم که طرفداران متعصب موضع نگیرند.
آهنگ عادت شادمهر عقیلی با نوای محزون کلارینت که شبیه به آهنگ های ترکی یا هندی است شروع می شود.و ناگهان کلارینت به طور پیوسته با ویلن پیوند داده می شود به طوری که تشخیص دادن این مساله در ابتدا سخت است.با شروع خواندن شادمهر فقط پیانو را می شنویم . شادمهر صدای محزون و گیرای خود را همراه با زمینه پیانوآهنگ نشان می دهد.و در همان ابتدا با فریاد، عشق و خواهش عاشقانه خود را و همین طور آرامشش را با معشوقش ونیازش به آغوش و محبت اورا بیان می کند.صدای محزون همراه با اوج در آهنگی با زمینه پیانو را قبلا فقط در آهنگ یاس شادمهر شنیده بودیم.
بعد از ابراز عشق شادمهر به معشوقش با آرامشی که از در کنار بودن در او کسب کرده است با ریتم ملایم پیانو استاد شادمهر باز هم از در آغوش بودن معشوقش ومقدس بودن آن می گوید.پس از این شادمهر به اوج عشق وعلاقه خود می رسدو مهربانی چشم های محبوب و وابسستگی خود به آنان سخن می گوید که این قسمت اوج صدای استاد و اوج آهنگ نیز هست.پس از آن بازهم کلارینت و ویلن به آهنگ می آیند و در نهایت شادمهر با خواندن دو بیت دیگر آهنگ را به پایان می رساند.
نکته ای که در مورد این آهنگ وجود دارد آرامش مطلق و فضای کاملا عاشقانه آن است.این آهنگ حتی ظرفیت عرفانی بودن را هم دارد که متاسفانه به دلیل ویژگی شعرش نیمشود این را پذیرفت.یعنی اگر معشوق را خدا فرض کنیم خدا نیازی ندارد که دغدغه هایش را در آغوش ما جا بگذارد.یا اینکه خدا دوستی و محبت خود را فقط نصیب ما کند(مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن )
این بحث سلیقه شخصی خودم است و دوست دارم حداقل آهنگ های این چنینی را بتوان عرفانی هم فرض کرد که در مورد این شعر نمی توانیم این را بگوییم .اگر از این بحث خارج شویم باید بگویم که نکته دیگر به نظر من این است که شعر کار شعر قشنگی است اما کامل نیست یعنی از 100 حدش 60است.یعنی در بیان عشق آتشین وعلاقه وافر ناتوان است.نمی دانم شاید من سخت گیر باشم ولی به نظر من کمی این طور هست.همچنین مفاهیمی مثل آغوش و بوسه در آن زیاد تکرار می شوند.
این مسائل به نظر من بر می گردد به همان ضعف اصلی شادمهر که انتخاب شعر کارهایش است بارها درباره آن گفته ام و باز هم می گویم.شادمهر همیشه در آهنگش صدایش تنظیمش سنگ تمام می گذارد ولی معمولا شعری که انتخاب می کند کامل نیست یا حداقل جز بهترین ها نیست.هر کدام از شما چند تا شعرعاشقانه در کتاب ها یا هر جایی خوانده اید که بسیار بهتر از شعرهای شادمهر هستند.عزیزانی مثل ابراهیم حامدی (ابی)،داریوش، سیاوش قمیشی و برخی دیگر شعر شاعران برجسته را بر می گزینند تا از پختگی شعرشان و آوازه آنان بهره ببرند که این در نهایت به سود خودشان،آهنگ هایشان و طرفدارانشان است اما استاد شادمهرعقیلی شعرترانه سرایان جوان ناشناس را انتخاب می کند و در واقع هنرش صرف نامدار کردن آن شاعران می شود.البته این انتقادها به این شدت که گفتم هم نیست اما چون خواستم صریح منظورم را برسانم این طور عنوان کردم.امیدوارم عرایض این حقیر به نحوی به استماع استاد عقیلی برسد.نظرهای شما دلگرمم می کند.