قبل از شروع این مقاله بگویم که اگر در مورد سازها اشتباهی می کنم به من بگویید.ضمنا انتقادات من از شادمهرعقیلی به خاطر این است که او را دوست دارم.این را گفتم که طرفداران متعصب موضع نگیرند.
آهنگ عادت شادمهر عقیلی با نوای محزون فلوت که شبیه به آهنگ های ترکی یا هندی است شروع می شود.و ناگهان فلوت به طور پیوسته با ویلن پیوند داده می شود به طوری که تشخیص دادن این مساله در ابتدا سخت است.با شروع خواندن شادمهر فقط پیانو را می شنویم . شادمهر صدای محزون و گیرای خود را همراه با زمینه پیانوآهنگ نشان می دهد.و در همان ابتدا با فریاد، عشق و خواهش عاشقانه خود را و همین طور آرامشش را با معشوقش ونیازش به آغوش و محبت اورا بیان می کند.صدای محزون همراه با اوج در آهنگی با زمینه پیانو را قبلا فقط در آهنگ یاس شادمهر شنیده بودیم.
بعد از ابراز عشق شادمهر به معشوقش با آرامشی که از در کنار بودن در او کسب کرده است با ریتم ملایم پیانو استاد شادمهر باز هم از در آغوش بودن معشوقش ومقدس بودن آن می گوید.پس از این شادمهر به اوج عشق وعلاقه خود می رسدو مهربانی چشم های محبوب و وابسستگی خود به آنان سخن می گوید که این قسمت اوج صدای استاد و اوج آهنگ نیز هست.پس از آن بازهم فلوت و ویلن به آهنگ می آیند و در نهایت شادمهر با خواندن دو بیت دیگر آهنگ را به پایان می رساند.
نکته ای که در مورد این آهنگ وجود دارد آرامش مطلق و فضای کاملا عاشقانه آن است.این آهنگ حتی ظرفیت عرفانی بودن را هم دارد که متاسفانه به دلیل ویژگی شعرش نیمشود این را پذیرفت.یعنی اگر معشوق را خدا فرض کنیم خدا نیازی ندارد که دغدغه هایش را در آغوش ما جا بگذارد.یا اینکه خدا دوستی و محبت خود را فقط نصیب ما کند(مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن )
این بحث سلیقه شخصی خودم است و دوست دارم حداقل آهنگ های این چنینی را بتوان عرفانی هم فرض کرد که در مورد این شعر نمی توانیم این را بگوییم .اگر از این بحث خارج شویم باید بگویم که نکته دیگر به نظر من این است که شعر کار شعر قشنگی است اما کامل نیست یعنی از 100 حدش 60است.یعنی در بیان عشق آتشین وعلاقه وافر ناتوان است.نمی دانم شاید من سخت گیر باشم ولی به نظر من کمی این طور هست.همچنین مفاهیمی مثل آغوش و بوسه در آن زیاد تکرار می شوند.
این مسائل به نظر من بر می گردد به همان ضعف اصلی شادمهر که انتخاب شعر کارهایش است بارها درباره آن گفته ام و باز هم می گویم.شادمهر همیشه در آهنگش صدایش تنظیمش سنگ تمام می گذارد ولی معمولا شعری که انتخاب می کند کامل نیست یا حداقل جز بهترین ها نیست.هر کدام از شما چند تا شعرعاشقانه در کتاب ها یا هر جایی خوانده اید که بسیار بهتر از شعرهای شادمهر هستند.عزیزانی مثل ابراهیم حامدی (ابی)،داریوش، سیاوش قمیشی و برخی دیگر شعر شاعران برجسته را بر می گزینند تا از پختگی شعرشان و آوازه آنان بهره ببرند که این در نهایت به سود خودشان،آهنگ هایشان و طرفدارانشان است اما استاد شادمهرعقیلی شعرترانه سرایان جوان ناشناس را انتخاب می کند و در واقع هنرش صرف نامدار کردن آن شاعران می شود.البته این انتقادها به این شدت که گفتم هم نیست اما چون خواستم صریح منظورم را برسانم این طور عنوان کردم.امیدوارم عرایض این حقیر به نحوی به استماع استاد عقیلی برسد.نظرهای شما دلگرمم می کند.
سلام بر همه شادمهری های عزیز .بعد از اینکه گفتم دیگه نمی تونم به فعالیت خودم ادامه بدم چند تا از دوستان به من ابراز لطف کردند و خواستند این کار رو نکنم.راستش نمی دونم چی کار کنم.با اعلام واگذاری وبلاگ یکی از طرفدارهای شادمهر به نام امیررضاخواستند که وبلاگ رو به ایشون واگذار کنم.اگه ایشون این پست رو می خونه ازش درخواست می کنم که به عنوان نویسنده وبلاگ فعلا شروع کنه تا بعد در رابطه با واگذاری با هاشون صحبت کنم.در صورتی که آقا امیررضاموافق هستند در نظرات بنویسند تا امکان نوشتن مطلب رو براشون آماده کنم.
این پست رو هم فعلا به عنوان مقدمه ای درباره آلبوم تقدیر می نویسم تا بعدا اگر توفیقی بود چیزهای کامل تری بنویسم.
سه اشتباه شادمهر درباره این آلبوم به نظر من این ها هستند.1)به تعویق انداختن پخش آلبوم و اضافه کردن یک آهنگ جدید در دقیقه نود.اگر شادمهر احساس می کرد آلبومش کامل است پس چرا یک آهنگ جدید به آن اضافه کرد و اگر این طور احساس نمی کرد پس چرا از اول آلبومش را با 8 آهنگ بست؟حالا مساله روی این یک آهنگ نیست .انتقاد من این است که چرا شادمهر دقیقه نودی است و اینکه وقتی یک تاریخی را تعیین می کند به قولش عمل نمی کند؟
2)آهنگ مشکوک اصولا یک آهنگ موضوعی و تصویری است و با تصویر و به صورت کلیپ معنی پیدا می کند و صوتی این آهنگ زیاد جالب از آب در نمی آید.یعنی مشکوکم به تو با تصویر شادمهرکه اسلحه به دست دارد و تصویر خیانت نامزدش به او و ...که در کلیپش دیدیم جالب است نه به صورت صوتی.
به نظر من به جای آهنگ مشکوک آهنگ بیا که اتفاقا ریتمی متفاوت با سایر آهنگ های آلبوم دارد می توانست قرار بگیرد.
3)آهنگ خیال از نظر شعری،صدایی و آهنگی شبیه به سبب است و قرار دادن دو آهنگ شبیه به هم در یک آلبوم کار اشتباهی است.
این انتقادات من به خاطر علاقه ام به شادمهر است چون دوست دارم کارهایش را کامل تر ببینم که شاید هم انتقادهایم به جا نباشند.
در پست های بعدی با ویژگی های مثبت آلبوم و تحلیل های مفصل تری در خدمت شما هستم.نظرات شما برایم بسیار مهم است.
این مقاله تحلیلی درباره اثرهای حمید عسکری است.قبل از شروع سه نکته را بگویم.اول تحلیل من صرفا به عنوان یک شنونده موسیقی است نه متخصص.دوم اینکه اگر مقایسه ای بین کار و اثر شادمهر و حمید عسکری باشد فقط به خاطر رساندن منظور و مغز کلام است نه برتر دانستن یکی از این دو هنرمند گرامی.سوم اینکه منظور از ترانه در متن همان شعر است.
آنچه باعث مطرح شدن حمید عسکری شد (غیر از آن مساله مشهوری که همه می دانند)صدای دلنشین و مهم تر از آن شعر (ترانه)ای است که او می خواند.قالب و نوع ترانه های او ساده و عام پسند است و بیش از حد جوان پسند.یعنی در ترانه ،او مستقیم و با زبان ساده احساسات و حرف های درونی جوان ها را که غالبا درباره علاقه به جنس مخالف شان است بیان می کند.نمونه ها بسیار زیاد است.(آخه جون تو بسته به جونم ،اگه بری بی تو نمی تونم در آلبوم کماو یا واسه اینه که می مردم واسه چشمات ،واسه اینه که می میرم واسه نگات در اهنگ واسه اینه.)
این نوع شعر و ترانه اگر چه ساده و دلنشین است ولی دارای یک فقر هنری ایت که باعث نا ماندگاری اثر می شود.آنچه کسانی مثل داریوش و سیاوش را ماندگار کرده است در کنار هنر ذاتی شان ،آنچه آنها خوانده اند بوده است.اگر آنها هم از چشم و ابرو و لب و عزیز دلمی و قربونت برم می خواندند الان داریوش و سیاوش نبودند.بنابراین از آقای حمید عسکری خواهش می کنم اولا خودشان از ترانه سرایی برای خودشان دست بردارند و در بین ترانه های دیگران هم از آنهایی استفاده کنند که دارای ارزش هنری ،عمق ،پختگی و اوج عواطف و احساسات باشند.
ضمنا نقطه سقوط آقای عسکری جایی است که کم ارزش ترین و معمولی ترین ترانه ها را با رپ خوان ها (رپرها)اجرا می کند.مانند ترانه نرگس که ما را از هنر ایشان ناامید می کند.
مساله دوم درباره آهنگ سازی حمید عسکری است.آقای حمید عسکری حرفه اصلی شان آهنگ سازی است و این حرفه شان بر خوانندگی ترجیح دارد .یک آهنگ ساز مطرح باید قابلیت استفاده از سازهای مختلف ،ریتم های مختلف ،حتی سبک های مختلف و اگر تخصص داشته باشد تنظیم های مختلف در یک سبک و با یک سری مشخص از سازها را داشته باشد .
من که حتی یک شنونده حرفه ای آهنگ سازی هم نیستم می گویم که در 99درصد آهنگ های ایشان صدای کیبورد را می شنوم و صدای سازهای دیگر را به ندرت می شنوم.
خیلی عجیب است اگر در یک آهنگ ایشان از سازی غیر از کیبورد (ارگ)استفاده کند که یکی از نمونه های عجیب آهنگ اخیر ایشان (واسه اینه)است که از کیبورد و گیتار آکوستیک(اگر اشتباه نکنم)استفاده کرده است.
وقتی حرف از هنر آهنگ سازی مطرح می شود منظور این نیست که شما با یک ساز(کیبورد)پانصد تا آهنگ مختلف بسازید.بلکه من حقیر غیر متخصص هنر آهنگ سازی را برای آهنگ سازانی در این سطح در چهار مورد که در بالا ذکر کردم می بینم.اگر بخواهیم نمونه ای برای مقایسه بیاوریم می توانیم از آهنگ سبب شادمهر (ترکیبی از دو سبک پاپ و راک و پنج ساز) و آهنگ تقدیر او (ترکیبی از سازهای گیتار آکوستیک ،گیتار بیس،ویلون ،جاز ،و کیبورد )نام ببریم .
امیدوارم آقای حمید عسکری که خود او را و هنرش را دوست داریم و از بداخلاقی های گذشته اش چشم پوشیده ایم سعی کند شعرش را ،آهنگش را غنی تر کند.تا به سرمایه هنری و ماندگاری و اعتبارش افزوده شود نه اینکه آنچه دارد را آنقدر خرج کند و تکرار کند تا روزی تمام شود.
نظرات شما نشانه احترام شما به مطالب این حقیر است.
تقدیررا دیدم شبی
بیچاره بی تقصیر بود
تو خود دلیل رفتنی
قلب تو ازمن سیر بود
من جمله ها گفتم ولی
آرامشی پیدا نشد
مشت پشیمانی تو
یک لحظه از من وا نشد
نفرین بر این شهر سکوت
این کوچه های بی امید
آن شور و حال رفته و
آن عشق پاک ناپدید
می ترسم آخر گریه ها
بی تاب بی تابم کند
شمعی شوم در شعله ای
که سوز آن آبم کند
پیراهنت کز عطر آن
درگیر فکرت می شوم
بعد از نمازی پای آن
درگیر ذکرت می شوم
باید شبی پیدا شوی
باید تو را پیدا کنم
باید که با عشق تو در
این کوچه ها غوغا کنم
تقدیر را دیدم شبی
بیچاره بی تقصیر بود
دانستم اما لحظه ی
دانستن من دیر بود
باید شبی پیدا شوی
باید تو را پیدا کنم
باید که با عشق تو در
این کوچه ها غوغا کنم
این شعری است از این حقیر که سعی کردم در قالب وسبک و شبیه به شعر تقدیر خانم برزویی باشد و آن را تقدیم می کنم به طرفداران استاد شادمهر عقیلی. همیشه منتظر نظر های شما خوانندگان عزیز این وبلاگ هستم.
تولد شادمهر عقیلی از بزرگان موسیقی پاپ ایران را به او طرفداراش تبریک میگم.
یه مطلبی که این روزها پیش اومده اینه که سایت پارسینه هما سایتی که اون شایعه کذایی رو درباره شادمهر عنوان کرده بود از طرف دولت فیلتر شده.چیزی که می خوام بگم اینه که این سایت به همراه ۳ سایت خبری تحلیلی دیگه فیلتر شدن که احتمالا به خاطر تحلیل ها و انتقادها از مسئولین و مسائل دیگه ای مثل حامی اصلاح طلبان بودن آن سه سایت دیگر(پارسینه اصلاح طلبی نبوده) بوده و ربطی به مساله شادمهر نداره .یک وقت فکر نکنید که دولت شادمهر دوست شده![]()
![]()
راستی نظراتتون خیلی کم شده نمی دونم اشکال از منه یا اینکه شما حوصله ندارین .به هر حال بدونین که نظرات شما واسه کار یه وبلاگ خیلی خیلی خیلی اهمیت داره.منتظرم.
سلام .چند وقت اخیر متاسفانه خبر ناراحت کننده ای را درباره شادمهر داشتیم .که حتما شنیده اید و من از بیان آن خودداری می کنم.بدون هیچ گونه جهت گیری و طرفداری و رد یا تایید این مساله فقط می گویم از پیش آمدن این خبرها و مسائل واقعا متاسفم.به جای آنکه ما هر روز شاهد پیشرفت،ابتکار و اتفاقات هنری امیدوار کننده ای از سوی هنرمندانمان باشیم باید از این مسائل بشنویم .بعد دنبال این باشیم که بخواهیم اگر شایعه باشند آنها را رد کنیم و اگر واقعیت داشته باشند به خاطر پیش آمدن آنها غصه بخوریم.
همچنین متاسفم به حال روزنامه و خبرگزاری که این خبر را تیتر خبری خود کرده اند.یک سوال از این آقایان گرامی دارم.چرا شما در این چند سالی که شادمهر به کانادا و بعد به آمریکا رفت و این همه پیشرفت ،خلاقیت و آثار تحول گرا در کارهایش بود اسمی از شادمهر نمی بردید؟کار کردن شادمهر با دی جی تیستو بزرگ ترین دی جی جهان (که او از شادمهر و هنر موسیقی او آن همه تمجید کرد) .کلیپ های تصویری نوگراو تحول گرا ،اجرا ی کنسرت های متعدد موفق با استقبال همیشگی مردم و هنرنمایی شادمهر در این کنسرت ها(اجرای زنده سازها همراه با خوانندگی).،آهنگ سازی موفق شادمهر برای بهترین خواننده های داخلی و خارجی ،در بین نفرات اول قرار گرفتن شادمهر در تمامی نظرسنجی های بهترین خواننده در سال های اخیرو ....آیا اینها خبرهایی نبودند که ارزش چاپ کردن داشته باشند؟و آیا تنها این خبرمنفی که اصلا درستی آن هنوز مشخص نیست دارای ارزش خبری است؟
این کار شما مرا به یاد موضوع عکسی انداخت که عکاس آن به خاطر آن یک جایزه جهانی عکاسی گرفت.موضوع عکس این بود.در یک گوشه عکس یک کودک افریقایی بود که از گرسنگی در حال مردن بود.و در گوشه دیگر آن لاشخوری روی زمین فرود آمده بود و داشت به کودک نگاه می کرد و منتظر مرگش بود تا او را تکه پاره کندو بخورد.متاسفم که امروز شما دوست دارید ناکامی هنرمند کشورتان را ببینید و پویایی و پیشرفت او را نمی خواهید.متاسفم که رفتار شما امروز به آن لاشخور شباهت دارد.
راستی یه سوال دیگر هم دارم .شما خبرگزاری ها و روزنامه هاکه تمام اصول اخلاقی را رعایت می کنید شاید احتمالا روز درج آن خبر یادتان رفته بود که شخصیت و کرامت یک انسان و آبروی او ارزش دارد.
آیا اگربه جای شادمهر کس دیگری که نمی خواهم مثال بزنم این اتفاق و امثال آن برایش اتفاق افتاده بود این خبر را تیتر خبری خود می کردید؟
نظرات خود را از ما دریغ نکنید.
سلام.اومدم دو مطلب کوتاه رو بگم وبرم.اولا به خاطر پست قبلی ام یکی از طرفداران به نام خانم مهسا به من اعتراض کرده بود که چرا وقتی تلویزیون آهنگ بیکلام تقدیر رو پخش کرده این قدر شلوغش کردی و گفتی مسولان فرهنگی صدا و سیما در برابر هنر شادمهر تعظیم کردن.باید بگم آره من یه کم زیاده روی کردم و معذرت میخوام .اما حتما دلایلی برای صحبت هام داشتم که این حرفو زدم.در جواب این که شما گفتین آهنگ های بی کلام خیلی ها رو از تلویزیون خش میکنن هم شما درست میگین.خیلی خلاصه دلایلمو میگم.
از خیلیها حتی از دی جی ساش و الیگیتور که دی جی هایی سکسی هستند هم آهنگ بی کلام پخش شده اما اینها با مسولان فرهنگی کشور کل کل نداشتند.و آنها را تهدید نکرده بودند که اگر مجوز ندهید به خارج می رویم.و هیچ کدام از آنها به خاطر درگیر شدن با مسولان فرهنگی و بی لطفی های آنان مجبور نشدند بروند خارج و به نوعی تبعیدی حساب شوند.می خوام بگم قضیه شادمهر برای مسئولان فرهنگی کشور حیثیتی یه.
از طرفی بعد از رفتن شادمهر این اولین آهنگی خارج از کشوری او بود که از تلویزیون رسمی (شبکه دو و سه)پخش شد .منظورم شبکه های استانی نیست چون از شبکه های استانی پخش می شود.(آن هم آهنگ های داخلی اش) شبکه های ملی که مثالش را زدم می گویم.اگر تلویزیون هر آهنگی را پخش می کند پس چرا بعد از رفتنش این اولین آهنگ اوست که پخش شده؟این یعنی اینکه این آهنگ خیلی زیبا بوده.درسته؟و منظور من از هنر شا دمهر تو پست قبلی این مساله بوده. با این توضیحات قانع شدی که ما طرفداران از این اتفاق چرا تعجب کردیم.
مساله دوم که باز هم خانم مهسا مطرح کردن اینه که گفتن شما هی میگی ایده بدی ما اگر ایده بدیم به گوش کی می رسه؟
مهسا جان ایده هایی رو مطرح کردن مانند اینکه(شادمهر تو کلیپ هاش از بازیگر استفاده کنه و خودش بخونه_از ویلون و پیانو بیشتر استفاده کنه_شعرای اجتماعی سیاسی بخونه)من از خواننده خوب وبلاگم خانم مهسا تشکر می کنم ولی اینها اون چیزی که توی ذهن من بود نیست.این ها پیشنهاد های عمومیه .منظور من یک طرح مشخص و قالب کار بود.ارائه موضوع هایی خاص باطرح مشخص.پیشنهاد خود من ترانه ای با مضمون وطن و غم ناشی از غربت و دوری از وطن همراه با اشاره کردن به کسانی که باعث این اتفاق شدند بود.
اون زمانی که من خواستم از شما ایده بگیرم می خواستم آنها را در وب خودم و تمام دوستان وبلاگ نویس خودم قرار بدم(مطمئن بودم دوستانم با من همکاری می کنند)تا این مطالب بیشتر دیده شوند و خیلی از طرفدارن ببینند و کم کم به خواسته و درخواست خیلی از آنها تبدیل شودو در نهایت شاید شادمهر عزیز هم از آنها مطلع میشد.
اما متاسفانه هیچ ایده ای نرسید.اگر هم از این به بعد برسد دیگر این کار را نخواهم کرد.چون آن زمان شور و اشتیاق این کار را داشتم و الان دیگر نه.
ممنون از لطف همه دوستان .نظراتتون رو به سمت ما روانه کنید.